به نام آن یکی و/یا نه هیچ‌کس دیگر، بخشنده‌ترین و/یا مهربان‌ترین. بخوان! به نام آن که می‌سازد. هیچ انسانی نیست مگر آنکه کد منبع را بگیرد و بسازد. بخوان! هیچ سازنده‌ای بخشنده‌تر از سازنده‌ی تو نیست. آن که هیچ دانشی نمی‌دهد مگر به دست نویسنده. انسان جز این نمی‌فهمد. اما به‌جایش آشوب می‌سازد! به‌محض آنکه فراوانی را برمی‌گیرد!

چیزی شبیه این

نام کاربری من “evgnomon” برگرفته از ευγνώμων یونانی است، به معنای «سپاسگزار»، که همین معنا را نام اصلی من در فارسی نیز دارد. من در تهران، ایران، به دنیا آمدم و در محله‌ای در جنوب شهر بزرگ شدم. من ازدواج کرده‌ام و دو فرزند دارم که در سوئد به دنیا آمده‌اند و در همان‌جا زندگی می‌کنیم. من به‌عنوان یک مهندس نرم‌افزار کد می‌نویسم، و داستان تازه شروع شده است!

من دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی نرم‌افزار با گرایش امنیت داده و شبکه از دانشگاه صنعتی شریف، و مدرک کارشناسی در همین رشته از دانشگاه علم و صنعت ایران (IUST) هستم.

من شرکت خودم، Clusterlean AB، را اداره می‌کنم که از طریق آن به‌عنوان مهندس نرم‌افزار ارشد و معمار در حوزه‌های اینترنت اشیا، زیرساخت ابری، و خط‌لوله‌های داده/یادگیری ماشین در مقیاس بزرگ فعالیت می‌کنم، و سیستم‌های بک‌اند و ابزارهای پلتفرم برای مشتریانی چون IKEA، اپل و متا می‌سازم. طی سال‌ها APIهایی ساخته‌ام که میلیاردها درخواست روزانه را مدیریت می‌کنند، مهاجرت‌های ابری را رهبری کرده‌ام، و سیستم‌های رویدادمحور و توزیع‌شده طراحی کرده‌ام.

در این وب‌سایت، مقالاتی درباره‌ی فناوری، حکومت، و باور می‌نویسم و ایده‌هایی درباره‌ی قدرت، کد، پول، و معنای ساختن در برابر گرفتن را پی می‌گیرم. همچنین چند مجوز و مانیفست خودم را نیز اینجا منتشر می‌کنم. مجوز عمومی HGL یک مجوز کپی‌لفت است که برای نرم‌افزار و دیگر آثار خلاقانه‌ی خودم نوشته‌ام، که مشتقات را ملزم می‌کند باز بمانند و تحت همان شرایط باشند، در حالی که استفاده‌ی خصوصی و بسته را نیز مجاز می‌داند. کد تراکنش بیت‌کوین (BTC Transaction Code) مانیفستی کوتاه است که بیت‌کوین را به‌عنوان لایه‌ی تسویه‌ی یک اقتصاد کار-در-برابر-کار قاب می‌گیرد، جایی که ارزش تنها زمانی به رسمیت شناخته می‌شود که از طریق یک تراکنش تأیید شود. مانیفست حاکمیت لیبرال خودمختار ISLAM (ISLAM Sovereign Liberal Autonomy Manifesto) مقاله‌ای شخصی درباره‌ی هویت، مؤلف بودن، و خودمختاری است، که از «ISLAM» (تلفظ حرف به حرف: آی، اس، ال، ای، ام) به‌عنوان سرنام استفاده می‌کند تا استدلال کند چه کسی حق دارد نخست سخن بگوید و شرایط یک گفت‌وگو یا سیستم را تعیین کند.